العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

267

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

مقدمه 4 - چون چشم چيزى بيند و بايد ، او را بفهمد و چون فهميد ميداند كام ده است يا آزار بخش يا نه اين و نه آن و اگر بداند كام بخش است ميل تحصيل آن كند و اگر بداند آزار ده است مايل بدورى و گريز از او شود و اگر نه اين و نه آنست نسبت بدان بىتفاوت است . مقدمه 5 - علم بكامبخشى ميل و رغبت به تحصيل آورد به شرط كه معارض و جلوگير نداشته باشد و گر نه بىاثر ماند چنانچه دانستيم خوراكى كام بخش است و شرط ميل بدان اينست كه زيان بيش در آن ندانيم و اگر بدانيم زيان بيش دارد در خرد آن را بسنجيم تا كدام برتر آيد و آن را به كار بنديم چنانچه بسا كسى خودكشى كند براى گريز از دردى سخت‌تر از آن يا بدست آوردن سودى برتر از جان و ثابت شد كه اعتقاد بكام بخشى يا زيانبارى مايه شوق يا گريز شوند در صورتى كه معارضى نباشد . مقدمه 6 - تقريرى كه كرديم دليل است بر اينكه كار جانداران مراتبى دارد دنبال هم كه بايد باشند ، چون كار از حركت عضلات تن است و نيروى عضله‌ها براى كردن و نكردن هر دو شايسته‌اند و ترجيح يكى بر ديگرى بايد بخواست و اراده باشد و اين اراده هم بايد براى اعتقاد بكامبخشى يا آزار دهى باشد و اين علوم يا كار خود آدم است و آن كار هم همين مقدمات را دارد تا برسد به علم و دور گردد يا تسلسل و هر دو نشدنى باشد و يا برسند به علوم و ادراكات و تصورات گوهر نفس كه معلول اسباب برونيند و آنها يا اتصالات فلكى است بعقيده مردمى يا سبب حقيقى همان خدا تعالى است كه اين اعتقادات و علوم را در دل آفريند . اين خلاصه سخن است در اينكه كار از جانور چگونه سر زند ، چون اين را دانستى بدان كه منكران شيطان و وسوسه گفتند : ثابت است كه مصدر نزديك كارهاى جانداران همان نيروها است كه در ماهيچه‌ها و بندهاى تن او است و اين نيروها تا خواستى نباشد كارى نكنند و اين خواست برخاسته از فهم بكامبخشى